حسين قرچانلو

129

جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )

كشيده شده است . اين خطوط خانه‌هاى مربع شكلى به وجود آورده‌اند كه اسامى مكانها در آنها ثبت شده و بدين ترتيب موضع جغرافيايى آن اماكن مشخص شده است . معلوم نيست كه اين روش جديد در نقشه‌نگارى اسلامى از نقشه‌نگارى چينى كه در آن خانه‌هاى مستطيل شكل به صورت مقياسى براى نشان دادن فاصله معمول بوده ، تأثير پذيرفته يا اينكه خاص نقشه‌نگاران مسلمان است . نمونه‌هايى از نقشه‌هاى مغولى كه از اين طرح پيروى كرده در دست است كه در همين دوره در چين تهيه شده است . « 1 » نمونهء قابل ذكرى از اين نوع ، نقشهء حمد الله مستوفى ( م . 750 ) است كه در آن ، عالم مسكون به هجده بخش طولى مساوى تقسيم شده است و طولها چنانند كه گويى از سطحى مستوى مىگذرند و به صورت خطهاى مستقيم درآمده‌اند و در قطبها در يك نقطه جمع نمىشوند . عالم مسكون نيز به نه بخش موازى تقسيم شده است و از خط استوا شروع مىشود و به سمت شمال امتداد مىيابد . بدين ترتيب ، هر يك از مربعها تقريبا 10 درجه * 10 درجه وسعت دارد و هر درجه ( بنا بر محاسبات منجمان مأمون ) معادل 3 / 2 56 ميل عربى است . اسامى مكانها بدون رعايت ترتيبى در هر يك از مربعها و اسامى هفت اقليم نيز در اطراف دايرهء عالم مسكون نوشته شده است . . . مستوفى شبكه‌اى با خانه‌هاى مستطيل‌شكل به كار برده است . در اين نقشه هر خانه نمايندهء 1 درجه * 1 درجه است و اسامى شهرها و قصبات عمده در هر يك از آنها آمده است . اين نقشه شامل 64 تا 111 درجه طول شرقى و 16 تا 45 درجه عرض شمالى است . حمد الله مبدأ طول جغرافيايى را نصف‌النهارى كه از جزاير خالدات مىگذشته ( طبق نظر بطلميوس ) گرفته است . نقشه او از اقليم اول تا اقليم ششم را در شمال خط استوا نشان مىدهد . « 2 » ابن وردى ( م . 749 ق ) نقشه‌اى از عالم كشيده كه بسيار شبيه نقشهء حمد الله مستوفى است . نگاهى سطحى به اين دو نقشه ( حمد الله و ابن وردى ) عقب‌ماندگى و درجا زدن آشكارى را كه كشورهاى مسلمان در اين دورهء فترت دچار آن بوده‌اند ،

--> ( 1 ) . « نقشه جغرافيايى » ؛ ص 86 و 87 . ( 2 ) . همان ؛ ص 87 و 88 .